Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers Daisypath - Personal pictureDaisypath Happy Birthday tickers تمام هستی من روژیــــــــــن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 13:56  توسط مامانی  

** رهام چند وقتی لباسش رو برعکس میپوشه اصرار داره که عکس لباسش به کمرش باشه

عکس شلوارش روی زانوش نباشه و پشتش باشه

کلا" وقتی میره ..انگاری میاد

از اینکار خیلی لذت میبره و دقت میکنه که حتما برعکس بپوشه و یا برعکس تنش کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 14:44  توسط مامانی   | 

دلـــم نمیخواست هیچ وقت اینقدر اینجا سوت و کور بشه واقعا چی شد !!!!!

 

هرچی بود گذشت

دیگه نمیذارم تکرار شه

از همین امروز شروع میکنم

خدایا بنام تو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 14:16  توسط مامانی   | 


اینقدر پست رو دیر تایید کردم تا مصادف شد با امروز که اول آذر هست و اقا رهام ما 32 ماهش تموم شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 23:37  توسط مامانی   | 

همین الان بابای اومد خونه و یک خبر تکان دهنده و ناگهانی بسیار بد داد که واقعا مو به بدنم سیخ شد

دلم نیومد پست بچه ها رو با این موضوع خراب کنم

ولی اشک امانم نمیده ...خداوندا خودت انتقام این آدم رو از بنده های ظالمت بگیر ..هر چقدر و به هر جرمی هیچ کس حق نداشت همچین بلایی سر خانواده اش بیاره ...کجای دین ما نوشته گناه پدر تو مادر به نام فرزنده ..کجای دین ما همچین جنایتی رو روا داشته

ای خدای بـــــــــــــــــــــــــــزرگ ..تو که عالمی به همه چیز خودت عدالت رو اجرا کن به کدامین گناه دو طفل معصوم قربانی شدن .....به کدامین گناه نکرده پدر و مادرشون اینگونه پر پر شدن


خدا دارم می ترکــــــــــــــــــــــــــم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 23:44  توسط مامانی  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 23:4  توسط مامانی   | 

بلاخره رسید اون روزی که همه مادرا منتظرش هستن

روز جشن شکوفه ها

روز شکوفا شدن تلاش 6 ساله مادرها و پدر ها

روز شکوفا شدن هزاران آرزوی موفقیت

روز شکوفا شدن شکوفه های مـــا

اینم شکوفه زندگی ما

                    "  روژیــــن عزیزم آغاز اولین سال تحصیلی ات مبارک   "




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1392ساعت 18:56  توسط مامانی   | 

باورم نميشه شش سال و نیم از حضور تو در كنار ما ميگذره و من طعم شيرين مادر شدن رو از تو دارم

دختر نازم ...طلاي مامان .هستي مامان ..هنوز روزي كه ميخواستي به من منت مادر شدن رو بذاري يادمه

انگار همين ديروز بود . چه زود گذشت مثل برق و باد تو اين شش سال به شكر خدا سختي زيادي نكشيديم و الحمدا...دختر نازم سلامت و شيطون در كنار ما قد كشيد و بزرگ شد . بزرگ بزرگ بزرگتر تا جايي كه اينقدر بزرگ شد كه ديگه توي تختش جا نگرفت اينقدر بزرگ شد كه ديگه پتوي تويتيش براش كوچيك شد اينقدر بزرگ شد كه ديگه دندوناي شيري كه به سختي درش آورد و در كشيد ديگه لياقت دهن پرنسس بزرگ من رو نداره و يكي يكي ميافتن و دندوناي دائميش كه به قول خودش مدرك بزرگ شدنش هست در ميان . واي روژين يادت نمياد شبي كه چهارتا دندونت باهم در اومد و ما چي كشيدم آخه دختر بلا چهارتا دندون توي سه چهار ساعت سرباز ميكنه ...اي شيطون خدا خير بده بابا محمد رو كه رفت و برات ژل بي حسي گرفت ...اينقدر كه من ناراحت بودم زنگ زدم بابا عصري اومد پيشمون و تو خواب ناز بودي و ميگفت اين بچه كه چيزيش نيست چرا اينقدر شما بيتابي ميكردن .. نبود كه درد کشیدن صبح رو ببينه و اون ژل مثل آب رو آتيش بود برات تا الان 5 تا از دندونات افتاده و تو از اين موضوع بسيار خوشحالي، اينقدر خوشحالي كه هر بار كه يكيش ميوفته انگاري بار اول دندونت افتاده و ذوق ميكني . درست ذوقي كه من براي دندوناي اوليت داشتم.عزيز دلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 9:33  توسط مامانی   | 

 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس